و آیا می توان یک را دو ساخت؟! - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 16:15
چه بد شده است که مدتی ست خیلی گله مند هستم، در واقع نمی خندم! از آنچه که در محیط اطرافم می بینم و نمی توانم آنرا عوض کنم، ناراحتم و این مساله در روابط من با دوستان و اطرافیانم بسیار تاثیر گذاشته است. به همه کس انتقاد می کنم (به درست و غلط آن کار ندارم، اما دید من انتقادی شده است!) تعجبی نیست اگر بگو...
دل نوشته - تاریخ: 1395/7/15 ساعت: 6:48
به نام خالق ترازو، وزن و نقطه ی دارای گرادیان صفر... تقدیم به دو نفر از بهترین دوستانم، مجتبی و امیر... ای دوستِ من: چه زیباست که میدانی سوادت بیشتر است، تجربه ات بیشتر است، و مهمتر از همه چیز، تلاشت بیشتر است... اما او بیشتر تقدیر می شود... چه زیباست که از ته قلبت میدانی که او با تلاشی یک دهم تو سو...
آیا بعد از کنکور "راحت" می شویم؟! - تاریخ: 1395/7/14 ساعت: 1:51
سال پیشدانشگاهی بود و دوره ی جوانی... با شدت بسیار زیادی درس میخواندیم. اما برای این کار عبث - به معنای واقعی کلمه - یک دلیل بسیار مهم وجود داشت، و آن چیزی نبود به جز: "امید". اما امید به چه چیز؟ در واقع به این جمله (ی کلیشه ای) امیدوار بودیم: (( تمام سعیتو بکن، برو دانشگاه و بعدش دیگه راحت میشی. ))...
عشق: ترسیمی از چند منظره، به سمت تکامل... - تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 23:05
منظره ی اول: در یکی از صبح های ترم دوم، پس از اینکه رفتیم سر جلسه متوجه شدیم که استاد درس کم نگذاشته اند و سوالاتی مطرح کرده اند که نه تنها از حد تدریسشان بسیار فراتر بود، بلکه واقعا نیاز به "پیش نیازهایی از دروس ترم آینده که هنوز مطالعه نکرده بودیم" نیز داشت... من که میزان مطالعاتم تا دو ترم جلوتر ...
یک هفته ی آرام - 1 - تاریخ: 1395/7/2 ساعت: 8:40
به نام خالق درحت، بلبل، دلبر و پارک اوایل سومین هفته ی ترم یک بود، یکی دو هفته از شروع دانشگاه ها گذشته بود... یکی دو هفته از آن روزی که کلی پیاده روی کرده بودم تا ((او)) را ببینم گذشته بود... هوا به طرز عجیبی با نرخِ خوبی از هفته های قبلی سردتر شده بود... با اینکه هنوز مدت زیادی از شروع سال تحصیلی(...
کارآموز یعنی کسی که کار را می آموزد؟! - تاریخ: 1395/6/29 ساعت: 13:58
کنار دوستم نشستهام و دارم به آلبالوپلو خوردنش نگاه میکنم و در حالی که خودم دارم تایپ می کنم. کلا اوضاع خیلی جالبه... امروز یه ایمیل جالب به دستم رسید: با سلام با توجه به روند پیشرفت، گزارش و مستند سازی پروژه کارآموزی شما، تصمیم بر این شد که کارآموزی این تابستان شما را ما قبول در نظر نگیریم. با تشکر ...
به نام حق - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 0:17
به نام نامی او، خدای بزرگ، خالق عشق، خالق نفرت و خالق قلم... کنکور رو بخون، میری دانشگاه تموم میشه این بدبختی کنکور خوندن! راحت میشی! والا مااَم همینجوری فکر میکردیم به خدا! اما اومدیم دانشگاه و بعدش چی شد؟! تموم شد! خوشبختی، دوران شیرین نوجوانی، دورانی که تو دبیرستان زنگ تفریح تو حیاط پشتی مدرسه با...
همین الآن یهویی - تاریخ: 1395/6/21 ساعت: 0:17
این را همین الآن می نویسم... ساعت 12:59 دقیقا از صبح، در حالی که فردا ساعت 9:15 کلاس دارم! یهویی... امروز بعد از مدت ها، که البته این "مدت ها" به سه ماه تابستان اشاره می کند، مجددا به دانشگاه بازگشتم، تا آخرین سالی که امید است در انتهای آن مدرک لیسانس خود را از این مکان "عجیب اما واقعی" بگیرم را شرو...

برچسب‌های مرتبط

دل نوشته | دل نوشته های زیبا | دل نوشته ها | دلنوشته های عاشقانه | دلنوشته غمگین | دلنوشته های غمگین | دل نوشته هاي زيبا | دلنوشته های کوتاه | دلنوشته زیبا | دلنوشته های من